آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

153

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

در اين صورت فقط طبقات ممتاز ذكر شده است و نميتوان از روى يقين معلوم كرد ، كه چه نسبتى بين اين صورت و طبقه‌بندى اجتماعى سابق الذكر بوده است . آنچه مسلم است ترتيب مذكور هميشه ثابت نمىمانده است . خلاصه بايد گفت ترتيب مقامات و طبقات امرى بسيار پيچيده و تاريك است . تخالف و تعارض ظاهرى ، كه در تقسيمات اجتماعى و سياسى ملت ديده مىشود ، نسبت مستقيم دارد با ميراثى ، كه از اشكانيان بساسانيان رسيده و آن ميراث عبارت بود از تزاحم دو مسلك مخصوص ، يكى ملوك الطوايفى و ديگر حكومت مطلقه ديوانى . اگر كسى بخواهد حقيقت تحولات اجتماعى و سياسى ايران را از

--> اسپوهر همچنانكه ناواديا دريافته است ، به معناى « وليعهد » به كار رفته است . تغييريكه آقاى شدر در اين مورد پيشنهاد كرده است ، اينستكه واسپوهر در اينجا لقب نيست ؛ ستايش و توصيف است و مراد از آن « فرزند والاگهر » der hocacliche Sohn شاهنشاه است ، كه در عبارت ما قبل ازو نام برده‌اند . اما اين تعبير اين سئوال را بلا جواب ميگذارد ، كه چرا بر « وليعهد » پس‌ى واسپوهر ( فرزند والاكهر der hohadliche Sohn ) نام نهاده‌اند نه پس‌ى ويس‌پوهر » ( شهزاده پسر . ( dsr prinzliche Sohn ؟ بهر حال لفظ « ويس‌پوهر » به شكل ايرانى خود ، يعنى بىآنكه در پس ايده او گرام آرامى نهفته باشد ، فقط در متون مانوى تورفان ديده مىشود . آقاى شدر بر آنست ، كه اين كلمه را در زبان سغدى با تغيير مختصرى به صورت ويس‌پوس VisPus بازيافته است ، ولى هنينگ ( رسالات آكادمى پروس ، 1937 ، كتاب دعاى مانوى ، ص 73 ) بر اين دعا خرده گرفته است . از طرف ديگر بايد دانست ، كه متون مانوى لغات و اصطلاحات را به صورت مصطلح در آغاز دوره ساسانى نشان ميدهند و در آنزمان فرقى ، كه اشكانيان بين دو لفظ ويس‌پوهر و واس‌پوهر ميگذاشتند ، هنوز از ياد نرفته بود ، ولى ظاهرا ما مثالى از موارد استعمال لفظ ويسپوهر در ادبيات پهلوى اواخر دوره ساسانى در دست نداريم . به اين جهت من گمان ميكنم ، كه قبل از پايان اين دوره لفظ ويسپوهر فراموش شده و اصطلاح واسپوهر جاى آن را گرفته بود .